دکتر آزاده مسکوک ورود دانشجویان رزرو نوبت EN
بازگشت به سایت
مقاله آموزشی
نشخوار فکری و چرخه بازگشت به یک فکر: روش‌های قطع دویدن ذهن
نشخوار فکری و چرخه بازگشت به یک فکر: روش‌های قطع دویدن ذهن

نشخوار فکری و چرخه بازگشت به یک فکر: روش‌های قطع دویدن ذهن

چطور نشخوار فکری را متوقف کنیم؟راهکارهای عملی برای وقتی ذهنمان دست از فکر کردن برنمی‌داردگاهی یک اتفاق تمام شده، اما در ذهن ما تمام نمی‌شود. یک گفت‌وگو، اشتباه، تصمیم یا رفتار کسی را بارها مرور می‌کنیم:«چرا این اتفاق…

چطور نشخوار فکری را متوقف کنیم؟

راهکارهای عملی برای وقتی ذهنمان دست از فکر کردن برنمی‌دارد

گاهی یک اتفاق تمام شده، اما در ذهن ما تمام نمی‌شود. یک گفت‌وگو، اشتباه، تصمیم یا رفتار کسی را بارها مرور می‌کنیم:

«چرا این اتفاق افتاد؟»
«چرا این حرف را زدم؟»
«منظورش چه بود؟»
«کاش جور دیگری رفتار می‌کردم.»

احساس می‌کنیم اگر کمی بیشتر فکر کنیم، بالاخره به جواب می‌رسیم؛ اما بعد از مدتی می‌بینیم هنوز همان سؤال‌ها را تکرار می‌کنیم و فقط خسته‌تر و آشفته‌تریم. اینجاست که فکر کردن می‌تواند تبدیل به نشخوار فکری شود.

از کجا بفهمم نشخوار فکری دارم؟

یک تفاوت ساده وجود دارد:

فکر کردن مفید ما را به فهم، تصمیم یا اقدام می‌رساند؛ نشخوار فکری ما را به همان نقطه اول برمی‌گرداند.

اگر مدت زیادی درباره موضوعی فکر کرده‌اید اما چیز تازه‌ای پیدا نمی‌کنید، از خودتان بپرسید:

«این فکر دارد به حل مسئله کمک می‌کند یا فقط همان حرف‌های قبلی را در ذهنم تکرار می‌کنم؟»

چرا ذهنم یک موضوع را رها نمی‌کند؟

ذهن ما دوست دارد برای اتفاق‌های ناراحت‌کننده یا مبهم پاسخ پیدا کند. برای همین ممکن است بارها به یک موضوع برگردد؛ انگار با خودش می‌گوید:

«اگر بیشتر فکر کنم، بالاخره می‌فهمم و خیالم راحت می‌شود.»

اما همه سؤال‌ها جواب قطعی ندارند.

مثلاً ممکن است ساعت‌ها فکر کنید: «چرا با من این‌طور رفتار کرد؟» بدون اینکه واقعاً بتوانید از ذهن فرد دیگری پاسخ قطعی بگیرید.

اینجاست که تلاش برای رسیدن به قطعیت، خودش می‌تواند باعث ادامه پیدا کردن چرخه فکر شود.

چرا هرچه می‌گویم «فکر نکن»، بیشتر فکر می‌کنم؟

چون هدف قرار دادن یک فکر برای حذف کردن، می‌تواند توجه ما را همچنان به همان موضوع متصل نگه دارد.

بنابراین به‌جای اینکه به خودتان دستور بدهید:

«دیگه بهش فکر نکن.»

فقط متوجه اتفاقی شوید که در ذهنتان افتاده:

«دوباره ذهنم برگشت سر همان موضوع.»

لازم نیست هر بار که فکر برگشت، دوباره آن را از ابتدا تحلیل کنید.

وقتی ذهنم دوباره گیر کرد چه کار کنم؟

اول یک سؤال مهم بپرسید:

«آیا الان کاری از دست من برمی‌آید؟»

اگر بله، فکر را به یک اقدام کوچک تبدیل کنید. تماس بگیرید، چیزی بنویسید، تصمیمی بگیرید یا اولین قدم قابل انجام را مشخص کنید.

اگر نه، تحلیل بیشتر احتمالاً کمکی نمی‌کند. در این حالت توجهتان را به یک فعالیت واقعی برگردانید: کمی راه بروید، دوش بگیرید، کاری با دست انجام دهید یا از تکنیک ۵-۴-۳-۲-۱ استفاده کنید و توجهتان را به چیزهایی که همین حالا می‌بینید، لمس می‌کنید، می‌شنوید، بو می‌کنید و می‌چشید برگردانید.

هدف این نیست که فکر را به زور بیرون کنید؛ هدف این است که دنبالش نروید.

آیا نوشتن افکار کمک می‌کند؟

بله، اگر نوشتن تبدیل به تحلیل بیشتر نشود.

وقتی ذهنتان درگیر است، فقط سه سؤال را بنویسید:

چه چیزی ذهنم را درگیر کرده؟
کدام قسمت آن در کنترل من است؟
الان چه کاری می‌توانم انجام دهم؟

اگر کاری وجود دارد، انجامش دهید. اگر وجود ندارد، فعلاً مسئله را کنار بگذارید.

چرا وقتی خسته یا مضطربم بیشتر نشخوار می‌کنم؟

استرس، خستگی، کم‌خوابی و فشارهای روزمره می‌توانند کنترل توجه را سخت‌تر کنند. به همین دلیل گاهی قبل از تحلیل یک مسئله، بهتر است وضعیت خودمان را بررسی کنیم:

«واقعاً مسئله جدیدی برای حل کردن دارم یا ذهن خسته‌ام دوباره دارد همان موضوع قدیمی را مرور می‌کند؟»

گاهی خواب، حرکت، کاهش محرک‌های محیطی یا برگشتن به فعالیت‌های روزمره مفیدتر از یک ساعت فکر کردن بیشتر است.

اگر نشخوار فکری متوقف نشد چه؟

اگر افکار تکراری بخش زیادی از روزتان را می‌گیرند، خواب و تمرکزتان را مختل کرده‌اند یا همراه با اضطراب و افت خلق ادامه دارند، بهتر است علت و الگوی آنها دقیق‌تر بررسی شود.

روان‌درمانی می‌تواند کمک کند بفهمید چه چیزی چرخه نشخوار را در شما فعال و چه رفتارهایی آن را حفظ می‌کنند و به‌تدریج شیوه متفاوتی برای مواجهه با افکارتان پیدا کنید.

قبل از اینکه این صفحه را ببندی...

به فکری فکر کن که این روزها بارها به ذهنت برگشته است.

فقط یک سؤال:

«این همه فکر کردن من را به جایی رسانده یا فقط خسته‌ترم کرده؟»

اگر کاری از دستت برمی‌آید، یک قدم کوچک بردار.

و اگر فعلاً کاری نمی‌توانی انجام دهی، شاید لازم نباشد برای صدمین بار همان سؤال را جواب بدهی.

گاهی ذهن برای آرام شدن به فکر بیشتر نیاز ندارد؛
نیاز دارد از فکر بیرون بیاید و دوباره به زندگی برگردد.