دکتر آزاده مسکوک ورود دانشجویان رزرو نوبت EN
بازگشت به سایت
مقاله آموزشی
چطور تعارض‌های تکراری در ازدواج را حل کنیم؟
چطور تعارض‌های تکراری در ازدواج را حل کنیم؟

چطور تعارض‌های تکراری در ازدواج را حل کنیم؟

چطور تعارض‌های تکراری در ازدواج را حل کنیم؟شاید شما هم بارها سر یک موضوع با همسرتان دعوا کرده باشید؛ پول، خانواده‌ها، کارهای خانه، بچه‌ها، رابطه جنسی یا میزان توجهی که از یکدیگر انتظار دارید.هر بار فکر می‌کنید این دفعه…

چطور تعارض‌های تکراری در ازدواج را حل کنیم؟

شاید شما هم بارها سر یک موضوع با همسرتان دعوا کرده باشید؛ پول، خانواده‌ها، کارهای خانه، بچه‌ها، رابطه جنسی یا میزان توجهی که از یکدیگر انتظار دارید.

هر بار فکر می‌کنید این دفعه مسئله را حل می‌کنید، اما چند روز یا چند هفته بعد دوباره همان بحث برمی‌گردد.

چرا؟

پژوهش‌های جان گاتمن نشان می‌دهد مشکل بسیاری از زوج‌ها صرفاً وجود اختلاف نیست؛ شیوه‌ای است که اختلاف بین آنها پیش می‌رود.

۱. چرا ما همیشه سر موضوعات تکراری دعوا می‌کنیم؟

چون گاهی موضوع دعوا عوض می‌شود، اما الگوی دعوا همان است.

مثلاً شما از کاری که همسرتان انجام نداده ناراحت می‌شوید و انتقاد می‌کنید. او احساس می‌کند مورد حمله قرار گرفته و دفاع می‌کند. شما احساس می‌کنید حرفتان شنیده نشده و عصبانی‌تر می‌شوید. او هم بیشتر فاصله می‌گیرد.

چند هفته بعد ممکن است موضوع دیگری پیش بیاید، اما همان چرخه دوباره تکرار شود.

بنابراین به‌جای اینکه فقط بپرسید:

«باز سر چی دعوامون شد؟»

بپرسید:

«وقتی اختلاف پیدا می‌کنیم، بین ما چه چرخه‌ای تکرار می‌شود؟»

۲. آیا قرار است همه اختلاف‌های زن و شوهر حل شوند؟

نه.

گاتمن در پژوهش‌های خود گزارش کرده که حدود ۶۹ درصد مشکلات زوج‌ها، مشکلات دائمی هستند؛ یعنی معمولاً به تفاوت‌های شخصیتی، نیازها و سبک زندگی دو نفر مربوط‌اند.

مثلاً یکی معاشرتی است و دیگری خلوت را ترجیح می‌دهد. یکی اهل پس‌انداز است و دیگری بیشتر از خرج کردن و تجربه کردن لذت می‌برد.

قرار نیست حتماً یکی تغییر کند تا دیگری برنده شود.

گاهی هدف این نیست که اختلاف را برای همیشه حذف کنیم؛ بلکه باید یاد بگیریم:

«چطور با این تفاوت زندگی کنیم بدون اینکه هر بار به جنگ تبدیل شود؟»

۳. چرا یک موضوع کوچک ناگهان تبدیل به یک دعوای بزرگ می‌شود؟

چون ما فقط به اتفاق واکنش نشان نمی‌دهیم؛ به معنایی که از آن اتفاق برداشت می‌کنیم هم واکنش نشان می‌دهیم.

مثلاً همسرتان دیر می‌آید.

برای شما ممکن است معنایش این باشد:

«من برایش مهم نیستم.»

اما او سؤال‌های شما را این‌طور برداشت کند:

«به من اعتماد ندارد و می‌خواهد مرا کنترل کند.»

حالا دیگر دعوا درباره دیر آمدن نیست.

یکی برای مهم بودن می‌جنگد و دیگری برای اعتماد و آزادی.

به همین دلیل گاهی شدت دعوا خیلی بزرگ‌تر از موضوعی است که آن را شروع کرده است.

۴. واقعاً سر چه چیزی دعوا می‌کنیم؟

این شاید مهم‌ترین سؤال باشد.

زن می‌گوید:

«چرا همه کارهای خونه افتاده گردن من؟»

شاید حرف عمیق‌ترش این باشد:

«خسته‌ام؛ دلم می‌خواهد ببینی چقدر مسئولیت روی دوش من است.»

مرد جواب می‌دهد:

«هر کاری کنم باز تو ناراضی هستی.»

شاید حرف عمیق‌تر او این باشد:

«دلم می‌خواهد احساس کنم تلاش‌هایم دیده می‌شود و برای تو کافی هستم.»

در نگاه گاتمن، پشت بعضی اختلاف‌های تکراری، نیازها، ارزش‌ها و رؤیاهای مهم هر فرد قرار دارند.

پس وسط یک دعوای تکراری فقط نپرسید:

«حق با کیه؟»

بپرسید:

«من واقعاً چه چیزی از همسرم می‌خواهم که نمی‌توانم درست بیانش کنم؟»

۵. چرا هرچه من بیشتر دنبال حرف زدن می‌روم، همسرم بیشتر فاصله می‌گیرد؟

این یکی از چرخه‌های رایج زوج‌هاست.

یکی می‌گوید:

«بیا همین الان حرف بزنیم.»

دیگری می‌گوید:

«الان نمی‌خوام حرف بزنم.»

اولی فکر می‌کند:

«برای رابطه اهمیتی قائل نیست.»

پس بیشتر پیگیری می‌کند.

دومی احساس فشار بیشتری می‌کند و بیشتر عقب می‌کشد.

و چرخه شکل می‌گیرد:

یکی دنبال می‌کند ← دیگری فاصله می‌گیرد ← اولی بیشتر دنبال می‌کند ← دیگری بیشتر فاصله می‌گیرد.

در چنین شرایطی سؤال اصلی این نیست که کدام‌یک مقصر است.

گاهی بهتر است زوج متوجه شود:

«مشکل فقط تو یا من نیستیم؛ ما در یک چرخه گرفتار شده‌ایم.»

۶. چه رفتارهایی یک اختلاف معمولی را به دعوای مخرب تبدیل می‌کنند؟

گاتمن چهار رفتار مخرب را «چهار سوار آخرالزمان» نامیده است:

انتقاد:
به‌جای اعتراض به یک رفتار، شخصیت همسر را هدف می‌گیریم.

«تو اصلاً مسئولیت‌پذیر نیستی.»

تحقیر:
طعنه، تمسخر، توهین یا کوچک کردن طرف مقابل.

«از تو بیشتر از این هم انتظار نمی‌رفت.»

دفاعی شدن:
به‌جای شنیدن سهم خودمان، فوراً حمله را برمی‌گردانیم.

«خودت مگه چه کار کردی؟»

قطع ارتباط یا Stonewalling:
فرد دیگر جواب نمی‌دهد، سکوت می‌کند یا کاملاً از گفت‌وگو خارج می‌شود.

وجود یکی از این رفتارها به معنای نابودی رابطه نیست؛ اما وقتی تبدیل به الگوی دائمی ارتباط شوند، حل اختلاف را بسیار سخت‌تر می‌کنند.


قبل از اینکه این صفحه را ببندی...

به آخرین دعوایتان فکر کن.

این بار به‌جای اینکه از خودت بپرسی:

«بالاخره حق با کدام‌مان بود؟»

بپرس:

«من زیر تمام آن عصبانیت واقعاً چه چیزی از همسرم می‌خواستم؟»

توجه؟ احترام؟ همراهی؟ آزادی؟ امنیت؟ قدردانی؟

و بعد یک سؤال دیگر:

«همسرم زیر تمام رفتارهایی که من را عصبانی کرد، چه چیزی می‌خواست که نتوانست درست بیان کند؟»

گاهی حل یک تعارض از همین‌جا شروع می‌شود؛
وقتی از جنگیدن بر سر موضوع، به فهمیدن نیاز پشت آن می‌رسیم.