دکتر آزاده مسکوک ورود دانشجویان رزرو نوبت EN
بازگشت به سایت
مقاله آموزشی
مهاجرت و تنهایی واقعی؛ وقتی حتی با هم‌وطن هم تنها می‌شویم
مهاجرت و تنهایی واقعی؛ وقتی حتی با هم‌وطن هم تنها می‌شویم

مهاجرت و تنهایی واقعی؛ وقتی حتی با هم‌وطن هم تنها می‌شویم

گاهی آدم میان صدای آشنای زبان مادری، غذاهای آشنا و جمعی از هم‌وطنان هم احساس تنهایی می‌کند. شاید در مهمانی‌ها حاضر باشد، پیام‌های گروه را بخواند و حتی دوستانی برای دیدار داشته باشد؛ اما وقتی دلش گرفته یا با مسئله‌ای…

گاهی آدم میان صدای آشنای زبان مادری، غذاهای آشنا و جمعی از هم‌وطنان هم احساس تنهایی می‌کند. شاید در مهمانی‌ها حاضر باشد، پیام‌های گروه را بخواند و حتی دوستانی برای دیدار داشته باشد؛ اما وقتی دلش گرفته یا با مسئله‌ای جدی روبه‌روست، نداند با چه کسی می‌تواند بی‌قضاوت و با اطمینان حرف بزند.

این تجربه به معنای ناسپاسی، مردم‌گریزی یا ناتوانی در دوست‌یابی نیست. مهاجرت شبکه‌های حمایتی و عادت‌های روزمره را تغییر می‌دهد و ساختن رابطه‌های تازه زمان می‌برد. برای نمونه، پژوهشی درباره مهاجران نسل اول در هلند، تنهایی اجتماعی ــ کمبود احساس تعلق به یک جمع ــ را از تنهایی عاطفی، یعنی نداشتن رابطه‌ای نزدیک و قابل اتکا، جدا می‌کند. پس ممکن است کسی در جمع باشد، اما همچنان احساس کند واقعاً دیده یا فهمیده نمی‌شود. 

چرا با اینکه هم‌وطن دارم، در مهاجرت تنها هستم؟

هم‌زبانی و تجربه مهاجرت می‌توانند نقطه شروع آشنایی باشند، اما به‌تنهایی صمیمیت نمی‌سازند. دو نفر ممکن است زبان، خاطره‌ها یا پیشینه‌ای مشترک داشته باشند، اما از نظر ارزش‌ها، سبک زندگی، علایق، مرزهای شخصی و شیوه اعتماد کردن متفاوت باشند. رابطه نزدیک به تجربه‌های مشترک نیاز دارد، اما به امنیت، احترام متقابل و تداوم ارتباط هم وابسته است.

گاهی هم فرد در جمع هست، ولی نمی‌تواند بخش‌های مهمی از خودش را نشان دهد؛ مثلاً از ترس قضاوت شدن، مقایسه شدن یا پخش شدن حرف‌هایش، درباره دلتنگی، مشکلات رابطه یا فشارهای زندگی تازه سکوت می‌کند. در چنین شرایطی، تعداد آشنایان لزوماً به معنای داشتن حمایت عاطفی نیست.

چرا رابطه با هم‌وطن‌ها گاهی سطحی می‌ماند؟

بعضی آشنایی‌ها در موقعیت‌های گذرا شکل می‌گیرند: یک مهمانی، گروه آنلاین، کلاس یا دیدار اتفاقی. اگر فرصت دیدار دوباره و گفت‌وگوی دونفره پیش نیاید، رابطه ممکن است در همان حد آشنایی باقی بماند. گاهی نیز پیوند اولیه بر نیازهای فوری، مثل گرفتن اطلاعات یا کمک در روزهای اول، بنا می‌شود و بعد از برطرف شدن آن نیازها ادامه پیدا نمی‌کند.

سطحی ماندن یک رابطه الزاماً نشانه بد بودن کسی نیست. ممکن است زمان، فرصت، آمادگی عاطفی یا علاقه مشترک کافی وجود نداشته باشد. برای عمیق‌تر شدن رابطه، معمولاً به دیدارهای تکرارشونده، مشارکت دوطرفه و فرصت‌هایی برای گفت‌وگوی واقعی نیاز است.

چرا با اینکه دلم می‌خواهد معاشرت کنم، اعتماد کردن به هم‌وطنانم برایم سخت است؟

میل به ارتباط و احتیاط در اعتماد می‌توانند هم‌زمان وجود داشته باشند. شاید تجربه‌های پیشینِ بی‌اعتمادی، طرد شدن یا قضاوت شدن باعث شده باشند برای نزدیک شدن به دیگران محتاط باشید. در مهاجرت هم ابهام و فشارهای تازه گاهی فرد را نسبت به نشانه‌های خطر حساس‌تر می‌کند.

هم‌وطن بودن به‌تنهایی تضمین‌کننده اعتماد نیست؛ همان‌طور که تفاوت فرهنگی به‌تنهایی مانع رابطه امن نمی‌شود. اعتماد بهتر است بر اساس رفتارهای قابل مشاهده شکل بگیرد: آیا طرف مقابل به مرزها احترام می‌گذارد؟ حرف‌های خصوصی را محرمانه نگه می‌دارد؟ در ارتباط، ثبات و مسئولیت‌پذیری نشان می‌دهد؟ پژوهشی درباره شبکه‌های دوستی پناهندگان کره‌شمالی در لندن نیز اعتماد را بخشی مهم از کیفیت رابطه‌های اجتماعی و دوستی بررسی کرده است. 

اگر با نگاه طرحواره‌درمانی به موضوع نزدیک شویم، تجربه‌های گذشته ممکن است بر انتظار ما از رابطه‌های تازه اثر بگذارند؛ مثلاً ذهن زودتر احتمال آسیب، سوءاستفاده یا طرد را پیش‌بینی کند. این موضوع به‌تنهایی تشخیص یا دلیلی برای سرزنش خود نیست؛ فقط می‌تواند سرنخی باشد برای فهمیدن اینکه احتیاط امروز از کجا می‌آید و چطور می‌توان با حفظ مرزها، فرصت رابطه‌های امن را هم از خودمان نگیریم.

از کجا بفهمم این تنهایی بخشی از سازگاری با مهاجرت است یا نیاز به کمک دارم؟

تنهایی ممکن است در دوره‌هایی از زندگی مهاجرتی، از جمله پس از جابه‌جایی، تغییر شغل یا دوری از عزیزان، پررنگ‌تر شود. برای بسیاری از افراد شدت آن با شکل گرفتن عادت‌ها و ارتباط‌های تازه تغییر می‌کند. اما اگر این احساس مدتی ادامه پیدا کرده، زندگی روزمره و رابطه‌ها را مختل کرده یا با ناامیدی، افت شدید انرژی، اختلال خواب و کناره‌گیری گسترده همراه شده است، گفت‌وگو با روان‌شناس می‌تواند کمک‌کننده باشد.

این نشانه‌ها به‌تنهایی تشخیص محسوب نمی‌شوند. هدف از مشاوره این است که تجربه شما دقیق‌تر فهمیده شود و مشخص شود چه نوع حمایتی با شرایطتان تناسب دارد.

چطور در کشور جدید رابطه‌های صمیمی و امن بسازم؟

برای ساختن ارتباط، لازم نیست از همان ابتدا دوست صمیمی پیدا کنید. می‌توانید از موقعیت‌هایی شروع کنید که دیدار دوباره در آن‌ها طبیعی است؛ مانند کلاس، فعالیت داوطلبانه، گروه مرتبط با یک علاقه یا دیدارهای منظم. گفت‌وگوی کوتاه و تکرارشونده گاهی زمینه‌ای امن‌تر برای آشنایی فراهم می‌کند.

صمیمیت را هم می‌شود مرحله‌به‌مرحله پیش برد: ابتدا درباره موضوع‌های سبک‌تر حرف بزنید، بعد اگر رفتار طرف مقابل قابل اعتماد بود، بخش کوچکی از تجربه شخصی‌تان را با او در میان بگذارید. در کنار رابطه با هم‌وطنان، ارتباط با افراد دیگر در جامعه محل زندگی یا گروه‌های علاقه‌محور نیز می‌تواند شبکه حمایتی متنوع‌تری بسازد. یک مرور پژوهشی درباره مهاجران و پناهندگان نشان می‌دهد ارتباط اجتماعی و شبکه‌های حمایتی با بهزیستی بهتر در دوره استقرار همراه‌اند. 

چطور دلتنگی و فاصله از عزیزانم را مدیریت کنم؟

دلتنگی را لازم نیست با فراموش کردن گذشته یا قطع ارتباط با عزیزان حل کنید. برای تماس با خانواده و دوستان می‌توانید زمان‌هایی مشخص و واقع‌بینانه در نظر بگیرید؛ تماس‌های باکیفیت معمولاً از ارتباط پراکنده‌ای که به احساس وظیفه تبدیل شده مفیدترند. در کنار آن، برای زندگی فعلی‌تان هم قرارهای کوچک بسازید: پیاده‌روی در یک مسیر آشنا، فعالیت مورد علاقه یا دیدار منظم با یک نفر.

پذیرفتن اینکه ممکن است هم‌زمان دلتنگ خانه قبلی باشید و برای ساختن خانه‌ای تازه تلاش کنید، می‌تواند فشارِ انتخاب میان «گذشته» و «زندگی امروز» را کمتر کند.

سه راهکار ساده برای کم‌کردن حس تنهایی در غربت

۱. یک موقعیت تکرارشونده انتخاب کنید. هفته‌ای یک بار به همان کلاس، گروه یا فعالیت بروید. تکرار دیدارها فرصت آشنایی را بیشتر می‌کند.

۲. اعتماد را پله‌پله بسازید. یک موضوع کم‌خطر را مطرح کنید و به واکنش طرف مقابل توجه کنید. احترام به مرزها، محرمانگی و ثبات در رفتار، از نشانه‌هایی هستند که می‌توانید در طول زمان ببینید.

۳. برای ارتباط برنامه کوچک بگذارید. هر هفته یک تماس معنادار با فردی نزدیک و یک دیدار یا گفت‌وگوی تازه در محل زندگی‌تان ترتیب دهید. قدم‌های کوچک و شدنی معمولاً از منتظر ماندن برای یک جمع صمیمی و کامل مؤثرترند.

اگر تنهاییِ پس از مهاجرت، بی‌اعتمادی یا تکرار الگوهای دشوار در رابطه‌ها برایتان فرساینده شده، کمک تخصصی می‌تواند فرصتی برای شناخت نیازها و ساختن رابطه‌هایی امن‌تر باشد. آزاده مسکوک (نورسا)، روان‌شناس بالینی و روان‌شناس مهاجرت، چند سال است به‌طور تخصصی با مهاجران و دغدغه‌های روان‌شناختی و رابطه‌ای آن‌ها کار می‌کند. او در مشاوره‌های فردی و زوج‌درمانی، از جمله با رویکرد طرحواره‌درمانی، به مراجعان کمک می‌کند الگوهای رابطه‌ای و نیازهای عاطفی خود را بهتر بررسی کنند. برای آشنایی با خدمات مشاوره آنلاین می‌توانید به psymaskook.ir و ravanly.com سر بزنید.

نسخه مقاله

در حال بارگذاری